
سالها پیش، کلیپی در فضای مجازی منتشر شد که در آن معلمی از دانشآموزان پرسید: «چرا سقف خانههای شمال شیبدار است؟»
آن روزها بسیاری از ما این پرسش را دیدیم و خندیدیم. سؤال سادهای بود که بیشتر به یک سوژه طنز تبدیل شد تا یک نکته آموزشی.
اما پشت همان پرسش ساده، یک اصل مهم معماری نهفته بود؛ اینکه ساختمان باید با اقلیم، محیط و شرایط طبیعی محل استقرار خود سازگار باشد.
امروز، بارندگیهای شدید اخیر این درس را دوباره پیش روی ما قرار داده است؛ اینبار نه در کلاس درس و نه در یک کلیپ فضای مجازی، بلکه در خیابانها، خانهها و ساختمانهایی که باید در برابر شرایط طبیعی منطقه تابآوری داشته باشند.
در جریان این بارشها، وضعیت برخی ساختمانها بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت؛ ساختمانهایی با سقفهای مسطح یا فاقد شیب و سامانه مناسب برای هدایت و دفع آب که در برابر حجم بالای بارندگی، با تجمع آب روی بام و در برخی موارد نفوذ آب به داخل بنا مواجه شدند.
شاید در روزهای آفتابی، تفاوت میان یک طراحی درست و یک طراحی نامتناسب با اقلیم چندان دیده نشود؛ اما وقتی باران شدت میگیرد، ساختمان به آزمون گذاشته میشود.
آنوقت است که کیفیت طراحی، اجرا، عایقبندی، شیببندی بام، مسیر خروج آب و حتی کوچکترین جزئیات فنی خود را نشان میدهند.
در برخی موارد، مسئله حتی از تجمع آب روی سقف فراتر میرود. ساختمانهایی که عمدتاً برای اقامت موقت استفاده میشوند، ممکن است در شرایط آبگرفتگی با مشکلاتی مواجه شوند که بررسی وضعیت و جلوگیری از خسارت بیشتر را برای ساکنان و حتی نیروهای امدادی دشوار کند.
اینجاست که اهمیت جزئیات فنی ساختمان آشکار میشود؛ جزئیاتی که شاید در روزهای عادی چندان به چشم نیایند، اما در شرایط بحرانی میتوانند میان یک مشکل ساده و یک حادثه جدی تفاوت ایجاد کنند.

در چنین شرایطی، یک پرسش مهم و البته کارشناسی مطرح میشود:
ساختمانهایی که در برابر بارندگی شدید با چنین مشکلاتی مواجه میشوند، بر اساس چه ضوابطی طراحی، اجرا و تأیید شدهاند؟
این پرسش الزاماً به معنای متهم کردن یک دستگاه، یک سازنده یا یک مهندس نیست؛ بلکه طرح یک مطالبه عمومی است.
نهادهای مسئول صدور مجوز و نظارت بر ساختوساز، مهندسان طراح و ناظر و همه عوامل دخیل در فرآیند احداث ساختمان، باید این پرسش را جدی بگیرند که شرایط اقلیمی منطقه، میزان بارندگی، شیوه هدایت آبهای سطحی و الزامات فنی متناسب با شمال کشور تا چه اندازه در فرآیند طراحی و اجرا مورد توجه قرار گرفته است.
شمال کشور اقلیم خاص خود را دارد؛ بارندگی فراوان، رطوبت بالا و تغییرات شرایط جوی، واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را در طراحی ساختمان نادیده گرفت.
معماری بومی این منطقه نیز طی سالها و بر اساس تجربه زندگی مردم در کنار طبیعت شکل گرفته است.
سقفهای شیبدار خانههای شمال فقط یک انتخاب ظاهری یا زیباییشناسانه نبودند؛ آنها بخشی از پاسخ معماری بومی به بارندگیهای فراوان و شرایط اقلیمی منطقه بودند.
نسلهای گذشته شاید بسیاری از اصطلاحات فنی امروز را نمیدانستند، اما یک چیز را بهخوبی میدانستند: خانه باید با جایی که در آن ساخته میشود کنار بیاید.شاید امروز، در میان شتاب ساختوساز و گرایش به الگوهای جدید معماری، بخشی از این تجربه ارزشمند کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد.
در سالهای اخیر، نگاه زیباییشناسانه به ساخت ویلاها و ساختمانها در برخی موارد بر الزامات فنی و اقلیمی غلبه کرده است.
سقفهای مسطح، نماهای مدرن و طراحیهای چشمنواز، فینفسه ایرادی ندارند؛ مسئله زمانی آغاز میشود که زیبایی ساختمان از عملکرد و سازگاری آن با محیط جدا شود.
ساختمان قرار نیست فقط در یک روز آفتابی زیبا باشد؛ ساختمان باید در برابر باران، باد، رطوبت، گرما و سرما نیز عملکرد مناسب داشته باشد.